این صفحه شما را به مطلب زیر هدایت می‌کند:
برای مشاهده مطلب فوق از لینک مقابل استفاده نمائید: رمان دختران زمینی وپسران آسمانی
رمان دختران زمینی وپسران آسمانی            درود مهمان گرامی! ورود نام کاربری: گذرواژه‌:   مرا به خاطر بسپار خوش آمدید، جهت دسترسی بهتر به تمامی انجمنها ابتدا باید کنید. › › › ... رمان دختران زمینی وپسران آسمانی     ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، نظرسنجی: به نظرتون رمان خوبیه یانه؟؟؟؟ آره نه [ ]     امتیاز موضوع: 1 رأی - میانگین امتیازات: 5 رمان دختران زمینی وپسران آسمانی دنیادوروزه بخند..... ارسال‌ها: 2,570 موضوع‌ها: 232 تاریخ عضویت: May 2013 سپاس ها 4439 سپاس شده 5990 بار در 1910 ارسال 01-05-2015، 13:44 (آخرین ویرایش در این ارسال: 01-05-2015، 13:51، توسط .) دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا یا تا بتوانید لینک ها را ببینید. دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا یا تا بتوانید لینک ها را ببینید. خلاصه:داستان از اونجایی شروع میشه که سه تا دختر که برای دانشگاه تهران انتقالی میگیرن ...این دخترا توی پارکینگ با چهارتا پسر تصادف می کنن ...و این دیدار ها طول کشیده و به لج و لجبازی تبدیل میشه ....اما این دختر ها سرکش و لجباز نمی دونن که این دیدار ها تصادفی نیست  * * * * * * مقدمه : و آنگاه که عشق آغاز میشود  پسرانی از آسمان  از جنس فرشته های خداوند  دخترانی از جنس زندگی نرم و لطیف  نفس هایشان با نفس های یکدیگر انس میگیرد  و در کرانه های اسمان و دریاهای بی پهنای زمین  نام یکدیگر را حک می کنند  تا شاید روزی قدرت لایزال خداوندی  آن ها را به یکدیگر پیوند دهد  آری،پیوند هایی از دو دنیای متفاوت  تا بوده است چنین بوده عشق هایی ممنوع  با سختی و مشکل هایی تمام نشدنی  سختی هایی به شیرینی میوه های بهشت و بوی زندگی  دخترانی از جنس ناز پسرانی از خاک نیاز ترانه  -اخخخخ  می تونم قسم بخورم دماغ نازم شکست ...الهی خیر بهره نبینی ...دماغ نازنینم ...تازه یادم افتاد دو تا موجود دیگه کنارم هستند برگشتم عقب و گفتم : من-مهدیس خوبی؟ سرش رو بلند کرد و گفت : مهدیس-مطمئن نیستم ...اخ  نگاهی به آریانا انداختم و گفتم : من-تو چی ؟طوریت که نشده؟؟ گفت: آریانا-نه فکر کنم خوبم  نگاه پر از غضبی به صحنه ی جلو انداختم .یه بی ام و قرمز رنگ با چهار پسر رو به روم بود و ال نود نازنینم با سپر این غول بیابونی داغون شده بود  حالا که اینطوری شد و بیمه ی ماشینم به گند کشیده شد ...سگ خور ...خیالی نیست ...ولی هر چی عوض داره گله نداره !!!! دنده عقب گرفتم که فکر کنن می خوام جای پارک رو بدم به اونا ...و در لحظه ی آخر به بچه ها گفتم: من-سفت بشینید که حرکتم همزمان شدباچشم های درشت شده از تعجب مهدیس ...و با تمام سرعت رفتم وسط عروسک قشنگشون ...اخیش ...خنک شدم ...ولی حیف ...سابقه ی بیمه ی ماشینم خراب شد ... ناگهان در کنار راننده باز شد و پسری قد بلند با هیکل ورزیده اومد بیرون .. موهای بوری داشت ....چون عینک آفتابی زده بود صورتش واضح نبود...
این مطلب در وبسایت www.flashkhor.com منتشر شده است و ‌«لینکـچه» در قبال آن مسئولیتی ندارد.
با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 17/10/1382 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «لینکچه» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.
لینکچه