این صفحه شما را به مطلب زیر هدایت می‌کند:
برای مشاهده مطلب فوق از لینک مقابل استفاده نمائید: عاشیق - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
عاشیق - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد عاشیق از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد تصویری از گروه موسیقی عاشیق لار. تله کابین تبریز. نوروز ۱۳۹۰. اجرای موسیقی عاشقی به مناسبت در . عاشیق، عاشق یا آشیق ( : , : Aşık, : Աշուղ, به گرجی: აშუღი, به انگلیسی: , به یونانی: ασίκης) عارف و نغمه سرای سیاری است که ساز می‌نوازد و آواز می‌خواند. قبل از جا افتادن لغت عاشیق این صنف با کلمه ترکی اوزان ( ) شناخته می‌شد. عاشیق‌ها اغلب در مهارت دارند و شعر و آهنگ تصنیف‌های خودشان را هم گاهی خود می‌سازند. نظائر عاشق‌های آذربایجان در میان دیگر ترک زبانان، با نام‌های «عاشوق»، «عاشیق»، «بامسی»، «باکسی» و … مشهور بوده‌اند و برخی اقوام و ملل غیر ترک نیز عاشق را با همین مشخصات و گاه با همین نام و گاه با نام‌های دیگر دارند. و بخشوهای جنوب ایران و دیگر مناطق و نواحی ایران از آن جمله‌اند در طول تاریخ ، فرمانروایان همواره در سفرهای جنگی اوزان‌ها را به همراه می‌بردند تا با بیان اشعار حماسی لشگریان را تشجیع کنند. محتویات تاریخچه[ ] (۱۴۸۷–۱۵۲۴) معروفترین عاشیق عصر قدیم. سنت عاشقی در فرهنگ ترکی ، و در عقاید ترکان باستانی ریشه دارد. عاشق‌های قدیم با لغاتی مانند بخشی، دده (روحانی) و اوزان نامیده شده‌اند. انتقال شفاهی فرهنگ، ترویج ارزش‌ها و سنن فرهنگی از جمله وظایف این صنف بود. ٔبر اساس حماسه نامه ریشه عاشق‌ها حد اقل به قرن هفتم میلادی می‌رسد. شامل ۱۲ داستان راجع به دوران مهاجرت اوغوزها، قبیله‌ای صحرا گرد از ترکان، از آسیای میانه به ترکیه و آذربایجان است. موسیقی عاشیقی به تدریج در طی این مهاجرت بزرگ و چالش‌های منتجه با ساکنین اصلی مناطق تکامل یافت. یکی از مؤلفه‌های این تکامل پذیرش ارادی اسلام توسط ترک‌ها بود. ترک، در تلاش برای گسترش دین بین همزبانان کوچ‌نشین خود، زبان توده‌ها و موسیقی توده‌ای را مؤثر یافتند. بدین‌ترتیب، موسیقی عاشیقی پا به پای ادبیات عرفانی رشد کرده و صیقل یافت. آغاز این همزیستی به زمان می‌رسد. برجسته‌ترین حادثه در عاشقیٔ بر تخت نشستن (۱۴۸۷–۱۵۲۴) بود. پادشاهی شاعر بود که با تخلص ختایی یک در وصف سروده بود. این پادشاه خود را یک عاشیق به حساب می‌آورد، و چنان به این هنر وابسته بود که در شعری همراه داشتن ساز را جز ارکان اربعه انسانیت شمرده‌است: Bu gün ələ almaz oldum mən sazım امروز سازم را به دست می‌گیرم، Ərşə dirək-dirək çıxar avazım تا آوازم در افلاک طنین اندازد. Dörd şey vardır hər qarındaşa lazım فریاد سر می‌دهم که آدمیت بر چهار رکن است: Bir elm, bir kəlam, bir nəfəs, bir saz علم، کلام، نفس، و ساز. بنا بر نظر در زمان لغت عاشیق جایگزین اوزان شد. در واقع می‌توان گفت که در آذربایجان فرهنگ عاشیقی، در فرم کنونی، یادگار است. با زوال فرهنگ ترکی در میان طبقه حاکمه ایران کمرنگ‌تر شّد. در عوض، هنر عاشقی در فرم داستان‌های منظوم عامیانه در متن جامعه به بقای خود ادامه داد. در دوران فرهنگ آذربایجان دچار رکود شد. با این‌حال، علی‌رغم ممنوعیت ضمنی نوشتن به زبان ترکی، موسیقی عاشقی تحمل می‌شد. عاشیق‌ها در قهوه‌خانه‌های و و شهرهای دیگر برنامه اجرا می‌کردند....
این مطلب در وبسایت fa.wikipedia.org منتشر شده است و ‌«لینکـچه» در قبال آن مسئولیتی ندارد.
با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 17/10/1382 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «لینکچه» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.
لینکچه