این صفحه شما را به مطلب زیر هدایت می‌کند:
برای مشاهده مطلب فوق از لینک مقابل استفاده نمائید: رمان دختر حاج آقا بایگانی - رمان وان
رمان دختر حاج آقا بایگانی - رمان وان دوشنبه, اکتبر 21 2019 موضوعات داغ سایدبار نوشته تصادفی ورود منو رمان وان جستجو برای / /رمان دختر حاج آقارمان دختر حاج آقا 3 روز پیش16 آخرشب بود که بساط عیش و نوش تموم شد. و چیزی نموند جز یه عالمه ظرف نشسته! تنها بهانه ای… 1 هفته پیش14 وقتی همه رسیدیم خونه حاج بابا توی حیاط ایستاد و گفت: -امشب همه مهمون من ..گوشت میخرم همینجا تو حیاط… 2 هفته پیش22 *یاسمن* قرار گذاشتن که جز دو خانواده کس دیگه ای توی این مهمونی نباشه…مهمونی که نه.یه عقد مختصر و بی… 2 هفته پیش10 هردو کنجکاو و بی طاقت پشت در ایستاده بودیم .گوشمونو چسبونده بودیم به درو انتظار داشتیم از چیزایی سردربیاریم که… 3 هفته پیش6   نمیدونستم واسه گفتم داستان از کجا شروع کنم. اصلا اونجوری که ایمان نگاهم میکرد من دست و پامو گم… 4 هفته پیش5 بدون اینکه به خودم زحمت باز کردن چشمام رو بدم فقط با تکون دادن دستم ، خوابالود گفتم: -ول کن… 4 هفته پیش2 ظاهرا عمه تصمیمش رو گرفته بود و قصد منصرف شدن هم نداشت. قبلا بودن عمه خیلی اذیت میکرد بخاطر اینکه… سپتامبر 18, 20195 مسواک زدم و اومدم توی اتاق …. تو لباس خوابهایی که ست بودن و واسه ایمان هم ازشون خریده بودم… سپتامبر 14, 20196 چقدر دلم واسه ایمان تنگ شده بود و همین دل تنگی باعث شد با حسرت عکسشو تو گوشی نگاه کنم.کاش… سپتامبر 9, 201911 ایمان رفته بود دنبال جواب آزمایش و من واسه اومدنش دل تو دلم نبود.اصلا روپا بند نمیشدم.دلم میخواست زودتر بیاد… سپتامبر 4, 20192 از لحظه ای که یلدا بهم گفت باردارم چون علائمش رو دارم دیگه به کل هوایی شده بودم.دلم‌میخواست از فردا صبح… آگوست 31, 20190 دوستان بابت این چند روز که پارت ندادم معذرت!واقعا حجم درسهام‌زیاد بود! ممنون که درک کردین —————————————————————————————————————————————– هرچه بیشتر منتظرش… آگوست 23, 201938   دستشو جلوی صورتم تکون داد تا من از اون عالم هپروت بیرون بیام. موهای ریخته شده رو چشمامو دادم… آگوست 18, 201913 با حالت قهر بلند شدم و دوباره رفتمو یه جای دیگه نشستم.خریدهایی که کرده بود رو برداشت و دوباره دنبالم… آگوست 13, 201916 دیر وقت بود که رسیدیم رستوران دوست ایمان….طبیعتا درحالت عادی این مسیر نباید اینقدر طول میکشید اما ایمان هربار یه… دسته‌ها 3 ساعت پیش 1 روز پیش 2 روز پیش 3 روز پیش 4 روز پیش 5 روز پیش 6 روز پیش 6 روز پیش می 23, 2019 فوریه 7, 2019 می 8, 2019 آگوست 23, 2019 آوریل 4, 2019 فوریه 16, 2019 فوریه 12, 2019 ژوئن 8, 2019 کیم هیچ کس دوست نداره بین همسایه و ایمان اتفاقی بیفته و اگر بشه... Mb سلام نویسنده عزیز لطفا شخصیت ایمان رو خراب نکنید. اون که اصل... Mb سلام نویسنده عزیز لطفا شخصیت ایمان رو خراب نکنید. یه پلیس تع... نازنین پلنگ رو خوب اومدی... مائده چرا انقدر پیچ در پیچش کردی...ایمان تو دلش یه چیز دیگه میگه و... Əłý ناموسا دیگع این رومانو خوب تموم کنید *** نزنین بهش... yasi پس کی پارت...
این مطلب در وبسایت romanone.com منتشر شده است و ‌«لینکـچه» در قبال آن مسئولیتی ندارد.
با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 17/10/1382 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «لینکچه» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.
لینکچه