این صفحه شما را به مطلب زیر هدایت می‌کند:
برای مشاهده مطلب فوق از لینک مقابل استفاده نمائید: دانلود رمان همسر دهاتی من PDF | آیس رمان
دانلود رمان همسر دهاتی من PDF | آیس رمان ورود به کانال تلگرام عضویت آیس رمان http://iceroman.ir/wp-content/uploads/2019/07/love-novel-1446042-1222951.png دانلود رمان ,دانلود رمان جدید عاشقانه,رمان دسته بندی برچسب‌ها شما اینجا هستید : » » دانلود رمان همسر دهاتی من به روز شده , , 2241 بازدید همسر دهاتی من با لینک مستقیم Download Roman Hamsare Dehati Man – PDF دانلود رایگان رمان با لینک مستقیم و فرمت های pdf,apk,epub,jar برای کامپیوتر و گوشی های اندروید و آیفون ——–| ارائه شده توسط وبسایت آیس رمان |—–— .:: ::. دانلود رمان عاشقانه، همسر دهاتی من با لینک مستقیم از سایت آیس رمان        نام رمان : همسر دهاتی من نویسنده :  موضوع :   فرمت : پی دی اف  تعداد صفحات : ۱۳ | تا پارت ۵  خلاصه و قسمتی از رمان : با عصبانیت گفتم _فعلا ک من زنشم نه تو و نه دخترای دیگه نمیتونید خودتون رو به شوهر من بچسپونید بهتره بری یکی دیگه رو تور کنی برای خودت با عصبانیت و نفرت گفت _چی داری میگی تو دختره ی امل پوزخندی زدم و گفتم _امل تویی ک با این تیپت و این سر و شکل اون خانوادت دنبال شوهر من موس موس میکنی… جهت مشاهده و دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید. با دیدن دختر روبروم با خشم بهش خیره شده بودم باورم نمیشد مادرم همچین زنی رو برام انتخاب کرده تا برام وارث بدنیا بیاره و بشه مادر بچه ام! یه دختر بی کلاس و امل روستایی که دانشجوی خودم بود. صورتش بی نقص بود اما بشدت کثیف و پر از مو ابروهای پر پشت و پهن از دیدن صورت پر مو و کثیفش داشت عقم میگرفت من پسر جذاب و پولداری بودم که همه ی دختر ها آرزوی بودن باهام رو داشتن حالا مادرم یه دختر روستایی رو به عقد من در آورده بود یه دختر دهاتی رو به عنوان همسرم انتخاب کرده بود که فقط شب ها باهام همخواب بشه تا یه بچه بدنیا بیاره و بزرگش کنه. با انزجار دستم و به سمتش دراز کردم و بازوش رو داخل دستم گرفتم و محکم فشار دادم که آخی گفت با خشم پرتش کردم روی زمین و بدون توجه بهش از اتاق خارج شدم. _پسرم کجا؟! با شنیدن صدای مامانم با عصبانیت داد زدم؛ _فعلا اصلا نمیخوام حرف بزنم مامان! و از خونه خارج شدم با عصبانیت سوار ماشین شدم و حرکت کردم چرا باید مامان یه زن دهاتی که چرک و‌کثافط ازش میباره رو به عقد من در بیاره. آخه چرا باید همچین زن بی اصالتی رو برام بگیره. کسی که زن داره در بیارن. همین امشب فرار میکنم. همین امشب میرم .جایی که دست هیچکس بهم نرسه یه ماه، دو ماه یا حتی سه ماه میرم تا آب ها از آسیاب بیفته و دوباره .خونه برگردم.من میدونم… میدونم وقتی برگشتم؛ مامان بابا پشتمن و طردم نمیکنن میدونم هیچ پدر و مادری بدی دخترشون رو نمیخوان. میدونم هوام رو دارن. اما بیشتر از همه این ها میدونستم .که همه افکارم اشتباهه و بابا و مامان دلشون ذره ای به حالم نمیسوزه از جام بلند شدم و سعی کردم فعال...
این مطلب در وبسایت iceroman.ir منتشر شده است و ‌«لینکـچه» در قبال آن مسئولیتی ندارد.
با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 17/10/1382 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «لینکچه» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.
لینکچه