این صفحه شما را به مطلب زیر هدایت می‌کند:
برای مشاهده مطلب فوق از لینک مقابل استفاده نمائید: دانلود رمان دختر خون بس | فاطمه | ناب رمان ناب رمان
دانلود رمان دختر خون بس | فاطمه | ناب رمان ناب رمان دانلود رمان دختر خون بس | فاطمه | ناب رمان 10 دانلود رمان آن تابستان با لینک مستقیم و رایگان برای موبایل و کامپیوتر دانلود رمان دکل با لینک مستقیم و رایگان برای موبایل و کامپیوتر دانلود رمان ناشناس عاشق با لینک مستقیم و رایگان برای موبایل و کامپیوتر دانلود رمان آواز چکاوک با لینک مستقیم و رایگان برای موبایل و کامپیوتر دانلود رمان دلبر استاد با لینک مستقیم و رایگان برای موبایل و کامپیوتر دانلود رمان عشق در ابهام با لینک مستقیم و رایگان برای موبایل و کامپیوتر دانلود رمان سرآغاز یک احساس با لینک مستقیم و رایگان برای موبایل و کامپیوتر دانلود رمان شمیم با لینک مستقیم و رایگان برای موبایل و کامپیوتر دانلود رمان بانوی مطلقه با لینک مستقیم و رایگان برای موبایل و کامپیوتر دانلود رمان جنجال عشق با لینک مستقیم و رایگان برای موبایل و کامپیوتر دانلود رمان دختر خون بس | فاطمه  دسته بندی : ، ، سپتامبر 8, 2018 37017 بازدید دختر خون بس از ناب رمان دانلود رمان دختر خون بس ‌رمان دختر خون بس ———- راجب دختری به نام فاطمه که به علت دعوایی به بین دوخونواده مجبور میشه خون بس شه و زن کیارش میشه کیارش پسری مغرور و خودخواه ،بداخلاق ،شیطون،زورگو فاطمه٬دختری معصوم و مظلوم ،صاف بی ریا و پاکدل و.. فاطمه زندگی پر از فراز و نشیب داره و با این سن کمش مجبور به رابطه های خشن کیارش میشه و…… کیارش رسید بهم در رو کامل باز کرد که عرشیا تو چهار چوب در کامل نمایان شد دلم می خواست مثل اون موقعه ها که از ماموریت میومد جیغ بزنم وبپرم بغلش از قیافه کیارش معلوم بود که نمی شناسه منتظره یه عکس العمل از منه ، منم انگار خشکم زده بود قدرت هیچ کاری رو نداشتم یهو به خودم اومدم نمی دونم چه جوری خودمو تو بغل بهترین وخشن ترین برادر دنیا جا کردم نمی دونستم از خوشحالی گریه کنم یا بخندم اما چرا بغلش انقدر سرد بود چرا مثل قبل دستاش دور کمرم حلقه نشد چرا منو دور خودش نچرخوند چرا صدای از درنیومد اصلا چرا اینجوری شده خودمو عقب کشیدم و به چشمای همیشه یخیش نگاه گردم ولی چرا انقدر خشک چرا نمی خنده چرا خنثی داره نگام میکنه من: داداش؟؟؟؟ عرشیا: هیس !!! نمی دونم چرا فقط اومدم ببینم حال روزت چه جوریه مثل این گه خوبه خوبه بعد این حرف به کیارش اشاره کرد عرشیا: فقط بقیه رو از پا در آوردی همین مگه نه من:ن نه به خدا داداش تو بیا تو عرشیا: نیومدم خونت مهمونی فقط یه خبرای به گوشم رسید اومدم ببینم درستن یانه گه اگه درسته دستت رو بگیرم باخودم ببرم که از این لبخندها و شوخی هاتون این وضع معلومه غلطه خداحافظ من: عرشیا عرشیا عقب گرد کرد و بی توجه به من از پله ها رفت پایین باکس دانلود به این پست امتیاز دهید. دانلود رمان دختر خون بس | فاطمه 4.24 از 251 رای , , , , , ,...
این مطلب در وبسایت nabroman.xyz منتشر شده است و ‌«لینکـچه» در قبال آن مسئولیتی ندارد.
با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 17/10/1382 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «لینکچه» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.
لینکچه