این صفحه شما را به مطلب زیر هدایت می‌کند:
برای مشاهده مطلب فوق از لینک مقابل استفاده نمائید: دانلود رمان عروس خون بس | یک رمان
دانلود رمان عروس خون بس | یک رمان یک رمان | دانلود رمان مطالب سایت بازدیدها: 33,779 بازدید8 نظرPARISA۱۵ خرداد, ۱۳۹۸دانلود رمان عروس خون بس   خلاصه  : عروس خون بس داستان درباره دختریه به اسم روژان تو یکی از روستاهای ایران زندگی میکنه ، که بخاطر یه رسم قدیمی که هنوز در بعضی مناطق پابرجاست محکوم به قربانی شدن میشه فقط به یک جرم دختر بودن.. های جذاب دیگر ما: هوا گرگ ومیش بود. روستا در سکوت غریبی فرو رفته بود .تنها صدای گرگ هایی که اطراف روستا پرسه می زدند هر از گاهی سکوت کوچه ها را میشکست. و نور ضعیفی از بعضی پنجره های خانه ها به بیرون میتابید که نشان از سحرخیزی اهل روستا می داد. زن بیدارشده بود و نگاهی به بچه هایش که معصومانه خوابیده بودند انداخت.یه دختر و سه پسر حاصل زندگی آرام وساده شان بود.به طرف شوهرش رفت در خواب عمیقی بود.زمستان بود و به قول شاعر هوا بس ناجوانمردانه سرد بود.زن به طرف چاه رفت آب یخ زده بود. به طرف سطل های آبی رفت که قبلا پر کرده بود یخ روی آب را شکست به طرف اجاق برد آتش را روشن کرد آب را روی آتش گذاشترمان عروس خون تا گرم شود. سرما به تمام بدنش نفوذ کرده بود ولی وظیفه اش را به خوبی بلد بود نه تنها او بلکه وظیفه تمام زنان روستا بود.آب گرم شده بود سطلها رو به طرف اتاق برد کتری را پر از آب کرد و روی چراغ نفتی که وسط اتاق بود گذاشت .بعد از این کارها شوهرش و بچه ها را بیدار کرد تا نمازشان قضا نشود. خانواده شش نفریشان دور سفره نشسته بودند عروس خون بس .مشغول خوردن صبحانه بودند که صدای تیر تفنگی بلند شد.دل زن در سینه لرزیدهمه اهل روستا با شنیدن صدا از خانه هایشان بیرون آمدند. عروس خونمردان روستا با عجله به طرفی میدودند.صادق شلوارش را پوشید و همگام با مردان روستا به طرف محل حادثه رفتند. به محل حادثه که نزدیک شد دلشوره عجیبی به سراغش امده بود مثل حیوانی که وقوع زلزله را قبل از زلزله احساس میکند. پاهایش یارای رفتن نداشت عروس خون بس  پیشنهاد می شود این مطلب را به اشتراک بگذارید برچسب ها : , , , , , , , , , , دسته بندی: , , , , , , , , , , نام رمان:عروس خون بس نویسنده:مریم نازنین موضوع:عاشقانه, اجتماعی ،همخونه ای طراح:بهار قربانی تعداد صفحات:400 منبع:نودهشتیا نظر خود را در مورد این پست ارسال فرمایید. B گفت: اولاش خوب بود خواهش میکنم خواهش…لطفا این رمان رو باز نویسی کنید و کاری کنید که روژان با مهیار ازداج کنه دوباره…خواهش من دیگع خواب و اروم و قرار ندارم،،پایانش بد بود،،،باید دوباره با مهیار ازدواج کنه…. اونا عاشق هم بودن آخه،،، بدون اینکه بدونن دیگری عاشق اوست،، رمان و بالنویسی کنید و مهیار وروژان دوباره باهم ازدواج کنن خواهششششش تپش گفت: عزیزم این رمانه واقعی نیست بهش فک نکن مهرسا گفت: از همین یه نظر پشیمون شدم از خوندنش آیدا گفت: سلام ممنون از نویسنده ی عزیز بابت رمان خوبش...
این مطلب در وبسایت www.1roman.ir منتشر شده است و ‌«لینکـچه» در قبال آن مسئولیتی ندارد.
با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 17/10/1382 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «لینکچه» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.
لینکچه