این صفحه شما را به مطلب زیر هدایت می‌کند:
برای مشاهده مطلب فوق از لینک مقابل استفاده نمائید: دانلود رمان تکرار بی شباهت | یک رمان
دانلود رمان تکرار بی شباهت | یک رمان یک رمان | دانلود رمان مطالب سایت بازدیدها: 7,065 بازدید11 نظرPARISA۲۱ مرداد, ۱۳۹۷دانلود رمان تکرار بی شباهت  خلاصه: آیدا دست به کشف بزرگی می‌زنه. کشفی که به خاطر اون پدرش رو از دست داد و حالا اون می‌خواد خطر کنه و تا آخرش بره. سیلوِرنا، سیاره‌ای ارزشمند که علائم حیاتی اون شبیه زمینه و حالا به دست دختری کشف شده. آیدا در حال آموزش دیدنه که پا به اون کره بذاره. آیا کسی روی اون سیاره‌ی جدید زندگی می‌کنه؟ آیا ما انسان‌ها تنها هستیم؟ آیا ممکنه زمین دومی وجود داشته باشه؟ هیچ‌کس نمی‌دونه.   مقدمه: هیچ‌کس به من نگفت اشتباه کردی، همه گفتند خدا نخواست. می‌ترسم از آن دنیا، نه برای مرگ. می‌ترسم بروم کنار خدا بایستم. با چشم‌های پر از آب نگاهش کنم و بپرسم: – چرا نخواستی؟! در آغوشم بکشد و بگوید: – من بیشتر از تو می‌خواستم، تو نخواستی. تو تلاش نکردی. تو نجنگیدی. تو اشتباه کردی. می‌‌ترسم از آن دنیا. می‌ترسم از این جواب. قسمتی از متن :از سازمان بیرون اومدم. از کارم مطمئن بودم. مطمئن بودم که وجود داره. چند روز دیگه هم جوابش می‌اومد و من یک کاشف بزرگ می‌شدم. کلید انداختم و وارد خونه شدم. بوی قرمه‌سبزی همه‌ی خستگیم رو از تنم درآورد. مامان رو بلند صدا کردم که سراسیمه از آشپزخونه بیرون اومد. یک دستش کفگیر بود و دست دیگه‌اش قاشقی که به خورشت آغشته شده بود. _ یواش‌تر دختر، الهه امتحان داره. بچه‌ام حواسش پرت میشه. – اِ؟ شرمنده. قرمه‌سبزی داریم؟ _ آره. رفتی؟ چی شد؟ چی گفتن؟ کیفم رو روی مبل انداختم و به سمت اتاقم رفتم. – هنوز هیچی معلوم نیست. گفتن باید بررسیش کنن و از این حرفا. فکر کنم یه دو سه هفته‌ای وقت ببره. _ خب خودت رو نگران نکن، ان‌شاالله درست میشه. من صد بار نگفتم این کیفت رو ننداز وسط خونه؟  این مطلب را به اشتراک بگذارید برچسب ها : , , , , , , , , دسته بندی: , , , , , , , , نام رمان : تکرار بی شباهت نویسنده : .....fateme.... ژانر: تخیلی طراح : حسنا(هکرقلب) تعداد صفحات : 462 منبع : نگاه دانلود نظر خود را در مورد این پست ارسال فرمایید. گفت: چرا پی دی اف دانلود نمیشه؟ REZA_M گفت: سلام مشکلی ندارن گفت: زیبا بود و جالب. موضوعش جدید بود.ولی چون اتفاقای سیاره های متفاوت رو در یک زمان میگفت یه خورده گیج کننده بود.در کل خوب بود. ممنون Sepideh گفت: رمان جالبیه ولی من الان متوجه شدم که بعد اینکه دختره بهوش اومد فهمید که دو سال تو کما بوده بعدش فهمید که یک سال توی اون سیاره ۳۵ روزه بعدش فهمید که دختری که عین خودشه الان عنوان دکتر داره یعنی احتمالاااا دکترا گرفته،خب چجوری اینا توی ۷۰ روز میتونن دکترا بگیرن در حالی که همه چیشون شبیه به زمینیاس؟؟خب این تناقضات توی رمان های تخیلی اونم از این دست زیاده ولی رمان جالبیه خسته نباشی نویسنده جان d_world_2000 گفت: رمانت واقعا قشنگ بود ادم از خوندنش خسته نمیشد تا باشد از این رمان ها Haniehfara گفت:...
این مطلب در وبسایت www.1roman.ir منتشر شده است و ‌«لینکـچه» در قبال آن مسئولیتی ندارد.
با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 17/10/1382 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «لینکچه» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.
لینکچه