این صفحه شما را به مطلب زیر هدایت می‌کند:
برای مشاهده مطلب فوق از لینک مقابل استفاده نمائید: رمان دختر حاج آقا – رمان وان
رمان دختر حاج آقا – رمان وان شنبه, آگوست 24 2019 موضوعات داغ سایدبار ورود نوشته شانسی رمان وان / /رمان دختر حاج آقارمان دختر حاج آقا 1 روز پیش   دستشو جلوی صورتم تکون داد تا من از اون عالم هپروت بیرون بیام. موهای ریخته شده رو چشمامو دادم… 6 روز پیش با حالت قهر بلند شدم و دوباره رفتمو یه جای دیگه نشستم.خریدهایی که کرده بود رو برداشت و دوباره دنبالم… 2 هفته پیش دیر وقت بود که رسیدیم رستوران دوست ایمان….طبیعتا درحالت عادی این مسیر نباید اینقدر طول میکشید اما ایمان هربار یه… 2 هفته پیش ناهار رو بعد از مدتها کنار خانواده خوردم…یه جورایی حس روزایی بهم دست داد که کنارشون بودم…روزای قبل از ازدواج…..… 3 هفته پیش غذا که خوردیم ، لباس پوشیدیم و باهم از خونه زدیم بیرون…..یعنی اول من زدم بیرون….به اصرار من قرار بود… 4 هفته پیش با وجود تموم شدن عروسی اما هنوزم یه عده تا نزدیک خونه همراهمون اومده بودن….. نمونه اش بهزاد که قصد… جولای 23, 2019 هر سه خیره بودیم به سقف…بدون اینکه حرفی بزنیم…. سر و تن ایمان بوی شامپو میداد و من عاشق این… جولای 18, 2019 خوشحال بودم چون بالاخره بعد کلی گشت و گذار تونستم تور مورد علاقه ام رو پیدا کنم … حتی دلم… جولای 13, 2019 خیلی زود ازهم جدا شدیم…انگار تازه فهمیده بودیم کجا و تو چه موقعیتی هستیم… بلند شدیم و رفتیم سمت در…قفل… جولای 8, 2019 وقتی داشتم با گریه از پله ها بالا میرفتم با مینا که داشت خلاف من پایین میومد چشم تو چشم… جولای 3, 2019   ایمان همیشه خوب بود اما بعضی وقتها زیادی خوب میشد…حالتی که من عاشقش بودم…مثل همین نیم ساعت پیشمون که… ژوئن 30, 2019   مات و مبهوت داشتم دنبال عمه می رفتم که عین مک لارن پی یک یه ترمز خفن گرفت و… ژوئن 23, 2019 مامان کلافه و درحالی که حس میکرد مغزش دیگه نمیکشه کاغذ و قلم توی دستشو گذاشت کنار و با درآوردن… ژوئن 19, 2019 ماتش برد….هاج و واج نگاهم کرد….پس هنور خبر نداشت…. ناباور لب زد: شوهر آینده !!!؟؟؟ لبهامو تا اونجایی که راه… ژوئن 15, 2019 تا پامو توی اتاقم گذاشتم گیفمو انداختم زمین و زانو زدم و گفتم: -سلام آزادی….سلام اتاق نازنینم…اوووووخی ش….اوووخیش….چه حسی خوبی… دسته‌ها نوشته‌های تازه 1 روز پیش 3 روز پیش 4 روز پیش 5 روز پیش 5 روز پیش 6 روز پیش 6 روز پیش 1 هفته پیش می 23, 2019 فوریه 7, 2019 می 8, 2019 آوریل 4, 2019 فوریه 12, 2019 فوریه 16, 2019 ژوئن 8, 2019 آوریل 2, 2019 Maede بنظرتون این رمان رو بخونم خوبه؟ ارزش خوندن داره؟... mobina از عصاب داغون ایمان معلومه سر قضیه دخترعمشه...://... R_NA_813 لطفا پارت ها رو زود به زود بذارید من خیلی منتظر ادامه ی این... admin تست کردم لینک ها سالمه... آیلین ببخشید بد نوشتم نمیتونم پی دی اف قسمت ۱۲ تا ۲۶ رو دانلود کنم... آیلین من قسمت ۱۲ تا ۲۶ رو ندارم پی دی اف ش هم دانلود کنید... سایا یعنی امروزم پارت نمیزارید... Setia...
این مطلب در وبسایت romanone.com منتشر شده است و ‌«لینکـچه» در قبال آن مسئولیتی ندارد.
با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 17/10/1382 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «لینکچه» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.
لینکچه