این صفحه شما را به مطلب زیر هدایت می‌کند:
برای مشاهده مطلب فوق از لینک مقابل استفاده نمائید: دانلود رمان ارباب زاده مغرور من | یک رمان
دانلود رمان ارباب زاده مغرور من | یک رمان یک رمان | دانلود رمان مطالب سایت بازدیدها: 169,639 بازدید46 نظرREZA_M۲۸ دی, ۱۳۹۵دانلود رمان ارباب زاده مغرور من  خلاصه   : ارباب زاده مغرور من اربابی از تبار سیاهی، قدرت  و خشونت دختر ارباب دختری از جنس  سکوت،آرامش،پاک،ساده و عاشق خدمتکار ارباب پسری از جنس سنگ و انتقام اما مهربون حالا این دختر قصه عاشق پسر قصه مون میشه و زمانی که ارباب متوجه میشه حالا چی در انتظار این دو نفر است…..: یسنا یسنا بیا ،دوباره رحیم افتاده به جون یکی تو رو خدا بیاحالا این دختر قصه عاشق پسر قصه مون میشه و زمانی که ارباب متوجه میشه حالا چی در انتظار این دو نفر است….پیشنهاد میشود حالا این دختر قصه عاشق پسر قصه مون میشه و زمانی که ارباب متوجه میشه حالا چی در انتظار این دو نفر است….._: یسنا یسنا بیا ،دوباره رحیم افتاده به جون یکی تو رو خدا بیا_:باز چی شده ؟من حوصله کل کل کردن با اون دیو دو سرو ندارم_:الان وقت این حرفا نیست با ساقه انار افتاده به جون مش عباس_:مش عباس؟؟ به اون پیر مرد چکار داره اخه_:سر جریان پسرش دیگه،گفته پسرم رفته شهر رو من ازش خبر ندارماما خودش قایمش کرده بودهمراه ملیحه خدمتکار خونمون راه افتادم رحیم سر کارگر عمارت پدرمبودو البته مورد اعتمادترین و دست راست پدرم،پدرم پسر نداشت ماسه تا دختر بودیم دوتا خواهرمیاسمنو یاس گل ازدواج کرده بودنو تو ده بالا زندگی میکردن،هر دوشون بچه داشتن_:چی شده رحیم؟ازش میترسیدم عین چی اما اعتماد به نفسمو حفظ میکردم اون موقع ها۱۷ سالم بودو رحیم یک جوون ۲۸-۲۹ ساله بود قد بلندو چارشونه بودباچشمای مشکیو نافذ که ادم از سرماش یخ میزد_:خانم برو بالا_:نزنش،چرا میزنیش ؟!این پیر مرد مگه چقد جون داره؟_:اون دروغ گفته و سزاش مرگه!_:یعنی چی قتل که نکرده کارشم طبیعی بوده تو از احساسو عاطفهسر رشته نداری وگرنه همه میدونن که هر پدری بود همین کارو میکرد_:پسرش دزدی کرده اون از املاک اربابدوباره شلاقپیشنهاد میشود این مطلب را به اشتراک بگذارید برچسب ها : , , دسته بندی: , , , , , نام رمان:ارباب زاده مغرور من نویسنده:الهه اتش موضوع:عاشقانه #اربابی طراح:بهار قربانی تعداد صفحات:250 منبع:نودهشتیا نظر خود را در مورد این پست ارسال فرمایید. Soofia گفت: جلد دوم رمان رو بذارید لطفا PARISA گفت: پیدا کردیم حتما hesam گفت: جلدم دومش کو پس جلد دومشو بزارید لطفا یا به ایمیلم بفرستید خواهش لطفا اگرم توی سایت گذاشتید خبرم کنید مرسی? سعیده گفت: جلد دوم کتاب رو تو رو خدا بزلرید Monika_m گفت: سلام به محض اتمام تایپ رمان قرار داده میشه . الیسا گفت: جلد دوم کو؟؟؟! لطفا و حتما هر چه سریعتر جلد دومش رو هم بزارید…ممنون Monika_m گفت: سلام به محض اتمام تایپ رمان قرار داده میشه . گفت: عالی بود….جلد دومش رو گی میذارین ؟ رونیا گفت: جلد دومش رو بذارید یا حداقل به جیمیلم بفرستید خواهشا Monika_m گفت: هنوز نیومده بیاد سایت میزاریم مریم گفت: سلام.امکانش هست جلد دومش که آماده شد به من اطلاع بدید من دیگه خسته شدم بس که هر روز اومدم:((( ممنون لیلی گفت: سلام...
این مطلب در وبسایت www.1roman.ir منتشر شده است و ‌«لینکـچه» در قبال آن مسئولیتی ندارد.
با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 17/10/1382 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «لینکچه» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.
لینکچه