این صفحه شما را به مطلب زیر هدایت می‌کند:
برای مشاهده مطلب فوق از لینک مقابل استفاده نمائید: معنی گناهکار - دیکشنری آنلاین آبادیس
معنی گناهکار - دیکشنری آنلاین آبادیس ⬆ برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید. انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی 98 891 100 1 گناهکار/gonAhkAr/مترادف گناهکار: بدعمل، بزهکار، تبهکار، خطاکار، روسیاه، عاصی، متهم، مجرم، مذنب، مقصرمتضاد گناهکار: بی گناه، پاک، مبرا معنی گناهکار در لغت نامه دهخدا گناهکار. [ گ ُ ] (ص مرکب ) بزهمند و سیاهکار و عاصی. (آنندراج ). بزه کار. اهمند. تباه کار. تبه کار. آثِم. اَثیم. اَثوم. جارِش. جافی. جَریم. مُجرِم. (منتهی الارب ). جائِب.(ناظم الاطباء). حارِج. حَرِج. (منتهی الارب ). خاطِی.(دهار). عاصی. مُذنِب. مُسی ٔ. مُقَصِّر. (ناظم الاطباء) : پدر این فیروز از نژاد یزدجرد گناهکاربود. (فارسنامه ابن البلخی ص 110). معنی اثیم ، گناهکار باشد او را یزدجرد گناهکار گفتندی. (فارسنامه ٔ ابن البخی ص 74). ترا کشتنی کشم که هیچ گناهکار را نکشته اند. (تاریخ بیهقی ). اختیار آن است که که عذر گناهکاران بپذیریم و بگذشته مشغول نشویم. (تاریخ بیهقی ).زیرا که به دوستی رسولت زی لشکر او گناهکارم.ناصرخسرو (دیوان ص 451).وآن گفت کت به قول شهادت عفو کندگر تو گناهکارترین خلق عالمی.ناصرخسرو (دیوان ص 451).وندر او بر گناهکار به عدل قطره ناید مگر بلا ز سحاب.ناصرخسرو.گفت کسی گناهکار در میان ما است. (قصص الانبیاء ص 134). گفت بارخدایا بر گناهکاران رحمت مکن تا وی رابدان مبتلا کرد. (قصص الانبیاء ص 153). گفت : ملکا بر همه ٔ گناهکاران رحمت کن و به من نیز که گناهکارم. (قصص الانبیاء 153). روی چون روز نیکوکاران و زلف چون شب گناهکاران. (سندبادنامه ص 212).آورده برات رستگاران از بهر چو ما گناهکاران.نظامی.مگر آن کو گناهکار بوددزد و خونی و راهدار بود.نظامی.نه چنان گناهکارم که به دشمنم سپاری تو به دست خویشتن کن اگرم کنی عذابی.سعدی (بدایع).بهشت اگرچه نه جای گناهکاران است بیار باده که مستظهرم به رحمت او.حافظ.نصیب ماست بهشت ای خداشناس بروکه مستحق کرامت گناهکارانند.حافظ.- امثال : گناهکار در عقوبت بردبار است .(از امثال و حکم ص 1323). را بخوانید. معنی گناهکار به فارسی گناهکارگنهکار:کسی که گناه کرده، کسی که کارزشت ازاوسرزده باشدگناهکاره هم گفته اند( صفت ) کسی که مرتکب گناهی شده بزه کار مجرم خاطی : بار خدایا . اگر در میان ایشان گناهکاریست آن معصیت وی در کار ما کن ...بزهمند و سیاهکار و عاصی . بزه کار . اهمند . تباه کار . ( مصدر ) گناهکار داشتن گناه بر کسی بستن . را بخوانید. معنی گناهکار در فرهنگ معین گناهکار ( ~ .) (ص .) خطاکار، مجرم . معنی گناهکار در فرهنگ فارسی عمید گناهکارکسی که گناه کرده، کسی که کار زشت از او سر زده باشد. گناهکار در دانشنامه ویکی پدیا گناهکارگناهکار نام فیلمی است به کارگردانی مهدی گرامی که محصول سال...
این مطلب در وبسایت dictionary.abadis.ir منتشر شده است و ‌«لینکـچه» در قبال آن مسئولیتی ندارد.
با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 17/10/1382 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «لینکچه» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.
لینکچه