این صفحه شما را به مطلب زیر هدایت می‌کند:
برای مشاهده مطلب فوق از لینک مقابل استفاده نمائید: دانلود رمان عشق و سنگ اختصاصی یک رمان | یک رمان
دانلود رمان عشق و سنگ اختصاصی یک رمان | یک رمان یک رمان | دانلود رمان دانلود رمان جن ها، حاکمای دردسر ساز     ... دانلود رمان آلباستی       خلاصه: د ... دانلود رمان عروس شیطان     خلاصه: دانل ... دانلود رمان فاصله ی جانبی     خلاصه: دا ... دانلود رمان زرد     خلاصه: دانلود رمان ... دانلود رمان فرزند خاموش       خلاص ... هر گونه انتشار و کپی رمان پیگرد قانونی داشته و ... مطالب سایت بازدیدها: 4,614 بازدید 1 نظر PARISA ۵ آبان, ۱۳۹۵ دانلود رمان عشق و سنگ اختصاصی یک رمان         خلاصه ی : عشق و سنگ داستان در مورد دختری به نام یسناست که به همراه دوستش آیلین توی یکی از دانشگاه های تهران قبول میشن ولی با مخالفت خانوادشون روبرو میشن که طی ماجرایی بلاخره میرن تهران و توی خونه ی پسر عمه ی آیلین ساکن میشن که از قضا آیلینم  عاشق پسر عمشه ولی…….   صفحه ی اول : -وای خدا. اه زود باش دیگه. امروز نتیجه های کنکور و اعلام میکردن الانم منتظرم تا بلاخره این اینترنت یه ذره سرعتش بره بالاتر بلکه بشه این نتیجه ی بی صاحابو ببینم. اییییییش….. مثل این که داره درست میشه وای خدا دستو پام یخ کرده الانه که باز پس بیفتم من نمیتونم نگاه کنم که ……. -بهزاد …….. بهزااااااااااد در اتاق یهویی باز شد و بهزاد و مامانو الیاس با چهره های نگران پریدن توی اتاق. الیاس- چی شد؟قبول نشدی که این طوری جیغو داد راه انداختی ؟ -نه. دستوپام یخ کرده نمیتونم ببینم. بهزاد تو بیا ببین. از رو صندلی بلند شدم تا بهزاد بیاد بشینه و ببینه چه گندی زدم. وای خدایا اگه قبول شده باشم قول میدم دیگه کسی رو زیاد اذیت نکنم. زیاد اذیت نمیکنم ها ولی یکم که دیگه عیبی نداره.آااااخ مثل این که باز سرعتش اومده پایین اههههههه. به چهره بهزاد خیره شدم انگار اونم استرس داشت چون با پاش رو زمین ضرب گرفته بود. بهزاد دایی کوچیکم بودم که فقط دوسال ازم بزرگتر بود و از دادشمم باهاش بیشتر صمیمی بودم چون مثل خودم شرو شیطون بود ولی باوجود این درک خیلی بالایی داشت برای همین همیشه برام حکم یک مشاور خوبو داشت. چشم از بهزاد برداشتم و به الیاس خیره شدم.     قسمت دانلود         این مطلب را به اشتراک بگذارید برچسب ها : , , , , , , , , , , دسته بندی: , , , , , , , نام رمان: نویسنده: موضوع: طراح: تعداد صفحات: منبع: اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت داریداینجا کلیک کنید، بحث و گفتگو در کنار یکدیگر،حمایت از نویسندگان و حتی تایپ رمان! همه و همه در کنار هم نظر خود را در مورد این پست ارسال فرمایید. Delaram گفت: بهمن ۲۱, ۱۳۹۷ در ۲:۱۱ ب.ظ عالی بود نام (لازم) ایمیل (پنهان می‌شود) (لازم) وبلاگ آخرین مطالب آخرین مطالب مطالب تصادفی مطالب تصادفی بیشترین بازدید - 167,034 بازدید - 138,173 بازدید - 131,173 بازدید...
این مطلب در وبسایت www.1roman.ir منتشر شده است و ‌«لینکـچه» در قبال آن مسئولیتی ندارد.
با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 17/10/1382 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «لینکچه» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.
لینکچه