این صفحه شما را به مطلب زیر هدایت می‌کند:
لینک به صفحه «کلبه رمان - رمان عاشق اسیر قسمت اول» تا ۴٠ ثانیه دیگر نمایش داده می‌شود.
برای مشاهده مطلب فوق از لینک مقابل استفاده نمائید: کلبه رمان - رمان عاشق اسیر قسمت اول
لطفاً شکیبا باشید...
کلبه رمان - رمان عاشق اسیر قسمت اول کلبه رمان جدیدترین رمان های طنز را اینجا ببینید.... کلبه رمان - رمان عاشق اسیر قسمت اول زهرا سادات هاشمی(زهرا خوشگله) کلبه رمان جدیدترین رمان های طنز را اینجا ببینید.... کلبه رمانجدیدترین رمان های طنز را اینجا ببینید.... | | | | درباره وب اگر می خواهی عاشق شوی قلب را آماده حرفهای صادقانه کن…اگر می خواهی عاشق شوی با اراده کامل به عشقت بگو که دوستش داری…اگر می خواهی این عشقت برای همیشه پایدار بماند دروغ و نیرنگی را از صحنه عاشقی ات پاک کن…اگر می خواهی به عشقت برسی احساسات را از وجودت دور نگه دار و سعی کن از ته دلت عاشق شوی…اگر می خواهی عاشق شوی بیا و تا آخر راه عاشق باش…با صداقت با یکرنگی با یکدلی…بیا و برای رسیدن به عشقت با سرنوشت مبارزه کن با سختی ها مقابله کن…اگر می خواهی به عشقت برسی درد و دلهایت را صادقانه به عشقت بگو…به ظاهر نگو که دوستش داری از تمام وجودت بگو که دوستش داری… نیازی به فریاد نیست از ته دلت بگو عاشقی…اگر می خواهی عشقت پاک و مقدس بماند بی ریا عاشق شو…نیازی به ابراز احساسات با کلمه های احساسی نیست…تنها باید نسبت به عشقت و دوست داشتنت پایدار باشی تا بتوانی به آنچه که می خواهی برسی…تنها از ته دل عاشق باش…!!! نويسندگان موضوعات وب رتبه الکسا ویژه ماه اسکین    لینک دوستان ساعت رمان عاشق اسیر قسمت اول به چهرش كه نگاه مي كنم............... اه از نهادم بلند مي شهاز طرز حرف زدنش متنفرم.....انقدر تن صداش نازك و دخترون است كه گاهي صداشو نمي شنوممدل موهاشو اصلا دوست ندارمدستاش خيلي ظريفن انگار تا به حال باهاشون يه ميخم بلند نكرده چه برسه به اجرهيكلي و توپره..... ولي شكم نداره...اره شكم نداره چيزي كه من به شدت ازش بدم ميادبهش نگاه مي كنم .....كنارمه... داره رانندگي مي كنه ......خيلي خيلي خوشحاله .. حقم داره اون خوشحال نباشه كي باشه.(نيلا جون باشه )دوباره صورتمو بر مي گردونم و به جدول كشي هاي خيابون نگاه مي كنم صورت كشيده و سبزه ای داره ... چشماي قهوه ای .موهاي مشكيشو فشن زدهنمي دونم چه اصراري به پوشيدن لباساي سفيد دارهدندوناي سفيدش بس كه رفته دندون پزشكي به سراميك كف اشپزخونشون گفته زكي...مفت خوره خونه باباشه... اگه باباش نبود تا حالا از بي عرضگي خودش... جون به عزرائيل داده بود....مثلا مدير داخليه شركت باباشهكاش بابام به جاي اينكه سنگ اينو انقدر به سينه مي زد... سنگ منو به سينه مي زد حالا به سينه نمي زد به سرش مي زد... فكر كنم به سرشم زده كه داره دستي دستي بد بختم مي كنههمه چي از اين عيد نحس شروع شد ............اي كاش قلم پام مي شكستو نمي يومدم ايران .. منو پدرم اي يه 10 سالي ميشه كه براي كار و زندگي از ايران رفتيم ... مادرمم هم وقتي من 8 ساله بودم تو سانحه رانندگي جونشو از دست داد و براي هميشه تركمون كرد .. حالا فقط من موندمو پدرم پدرم يكي از كارخونه داري مطرح و به نام بود.... و به قول معرف كارو بارش سكه...
این مطلب در وبسایت go2cottage.blogfa.com منتشر شده است و ‌«لینکـچه» در قبال آن مسئولیتی ندارد.
با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 17/10/1382 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «لینکچه» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.
لینکچه