این صفحه شما را به مطلب زیر هدایت می‌کند:
لینک به صفحه «مروارید (رمان) - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد» تا ۴٠ ثانیه دیگر نمایش داده می‌شود.
برای مشاهده مطلب فوق از لینک مقابل استفاده نمائید: مروارید (رمان) - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
لطفاً شکیبا باشید...
مروارید (رمان) - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد مروارید (رمان) از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد مروارید نخستین چاپ (ایالات متحده)نویسنده تصویرگر José Clemente Orozcoطراح جلد طراح جلد: Micheal Ian Kaye, هنرمند: Ross Mcdonaldکشور ایالات متحده، مکزیکزبان انگلیسی، اسپانیاییناشر (ایالات متحده) (بریتانیا) (Mexico and rest of Latin America)تاریخ انتشار ۱۹۴۷نوع رسانه Print ( & ) شماره مروارید (به : The Pearl) کوتاهی است از که در سال به چاپ رسید. داستان در مورد یک فقیر است که بزرگ‌ترین دنیا را می‌یابد به امید اینکه این مروارید زندگی خانواده‌اش را تغییر دهد و آنها را به خوشبختی برساند. اما این گنج چیزی بجز تباهی و نابودی برای آنها به ارمغان نمی‌آورد. مانند دیگر آثار اشتاین بک این داستان نیز حول مسائلی چون فقر، ثروت و بی عدالتی در جامعه می‌گردد. این داستان نمونه کاملی از است. محتویات خلاصه داستان[ ] کینو، جوآنا و فرزندشان کویوتیتو در خانه‌ای فقیرانه در کنار ساحل زندگی می‌کنند. صبح یک روز عقربی کویوتیتو را می‌گزد. کینو و همسرش شتابان او را نزد پزشک شهرشان می‌برند اما به آنها به علت اینکه خانواده‌ای فقیر و بومی هستند وپولی برای پرداخت ندارند، اجازه ورود داده نمی‌شود. ساعتی بعد کینو و همسر و فرزندش برای جستجو به دریا می‌روند تا بلکه مرواریدی بیابند که بتوانند خرج درمان بچه‌شان را به‌وسیله آن بپردازند. اما کینو بزرگ‌ترین مرواریدی را که به عمرش نظیر آن را ندیده بود، می‌یابد. شخصیت‌ها[ ] کینو (Kino) غواصی فقیر است که زندگی اش را از راه جستجوی مروارید تأمین می‌کند. او شخصیتی است مغرور، یک دنده و خیره سر، و سر انجام همین امر باعث تباهی خودش و خانواده اش می‌شود. آرزوی پایان دادن به زندگی فقیرانه، و تعالی یافتن به موقعیت عالی مالی و اجتماعی، چشم عقل و بصیرت کینو را کور کرده‌است. جوآنا (Juana) همسر کینو، از نظر شخصیتی کاملاً با وی مغایرت دارد. جوآنا شخصیتی است اندیشمند که به خوبی نشانه‌های هشدار دهنده‌ای که کینو از پذیرفتن آنها امتناع می‌کند را می‌بیند. با این حال او به خاطر وفاداری و فرمانبرداری دیرینه اش نسبت به همسرش، قادر به عوض کردن شرایط نیست. کویوتیتو (Coyotito) پسربچه کینو و جوآنا است. در ابتدای داستان او به‌وسیله عقربی گزیده می‌شود، اما پزشک از دیدن او امتناع می‌کند. در انتهای داستان او به ضرب گلوله کشته می‌شود. جوآن توماس (Juan Tómas) برادر کینو و بسیار وفادار به او و خانواده اش است. دکتر (Doctor) شخصیتی است که به عنوان فردی فاقد ارزش‌های اخلاقی تصویر شده‌است. او بی پرده از ملاقات و درمان کویوتیتو تنها به جهت اینکه آنها پولی برای پرداخت ندارند، سر باز می‌زند. اما پس از شنیدن خبر یافتن گنجی گرانبها توسط کینو، خودش جهت درمان بچه به خانه آنها می‌رود. عناصر طبیعت‌گرایانه داستان[ ] این داستان نمونه کاملی از است. از عناصر آن در این داستان می‌توان از فقر، نقش حیاتی پول، تبعیض اجتماعی، بی عدالتی، بی اثر بودن مذهب، وراثت شغلی، وراثت شرایط بد اجتماعی از نیاکان، ولحظات فراوانی که انسان‌ها جنبه حیوانی خویش را هویدا می‌کنند، یاد کرد. در ابتدای داستان این خانواده در شرایط بسیار بدی زندگی می‌کنند؛ ولی رفته رفته و با پیدا...
این مطلب در وبسایت fa.wikipedia.org منتشر شده است و ‌«لینکـچه» در قبال آن مسئولیتی ندارد.
با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 17/10/1382 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «لینکچه» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.
لینکچه