این صفحه شما را به مطلب زیر هدایت می‌کند:
برای مشاهده مطلب فوق از لینک مقابل استفاده نمائید: میرزا کوچک خان جنگلی - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
لطفاً شکیبا باشید...
میرزا کوچک خان جنگلی - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد میرزا کوچک خان جنگلی از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ، میرزا کوچک میرزا کوچک جنگلی، مبارز انقلاب مشروطه و رهبر جنبش جنگلزادروز ۱۲۵۷ ه‍.ش محله ، شهر درگذشت ۱۱ آذر ۱۳۰۰ (۴۳ سال)ارتفاعات تالش، خلخالآرامگاه ، محل زندگی ملیت سال‌های فعالیت سال ۱۲۸۸ ( ) و سالهای ۱۲۹۳ تا ۱۳۰۰ ( )نقش‌های برجسته از رجال مشروطه خواه شمال و رهبر سبک مبارزه مسلحانهلقب میرزا کوچک‌خان - سردار جنگل - کوچک‌خان - کوچک جنگلیدوره اواخر : از شروع تا دوره ( )مذهب ، والدین میرزا بزرگ امضا میرزا کوچک خان یونس استادسرایی (۱۲۵۷–۱۱ آذر ۱۳۰۰)، مشهور به میرزا کوچک خان جنگلی ، مبارز ، رهبر ، و صدر ، انقلابی ایرانی از اهالی بود. او که در جوانی به تحصیل دینی اشتغال داشت جزیی از نیروهای انقلابی بود که در جریان موفق به شدند. سپس او به بازگشت و رهبری گروهی را بر عهده گرفت که قصدشان آزادسازی این ایالت ایران از اشغال روسیه بود، نهضتی که به مشهور شد. جنگلی گروه‌های مختلفی از نیروهای سیاسی و طبقات ناراضی را گرد خود جمع کرد. او موفق شد انقلاب را از مشروطه خواهی به جمهوریخواهی سوسیالیستی سوق دهد و در ژوین ۱۹۲۰ یک در گیلان به پا کرد. اختلافات درونی و حمله نظامی نیروهای دولت به رهبری و انگلستان منجر به سقوط این حکومت شد و جنگلی در حال فرار بر اثر یخ زدگی در کوه‌های تالش درگذشت. محتویات سوابق اجتماعی و فکری میرزا کوچک[ ] میرزا یونس معروف به میرزا کوچک فرزند میرزا بزرگ در سال ۱۲۵۷ ه‍.ش در محله قدیمی شهر در خانواده‌ای متوسط و چشم به جهان گشود. وی سنین آغاز عمر را در حاج حسن (صالح آباد) و مدرسهٔ جامع شهر به آموختن صرف و و تحصیلات دینی گذرانید. پس از آن به رفته و در تحصیل دروس را ادامه داد و چندی هم در مدرسهٔ محمودیهٔ به همین منظور اقامت گزید. پایه آموزش حوزوی می‌توانست وی را در سلک روحانیان درآورَد، اما حوادث و انقلابات کشور مسیر افکارش را تغییر داد و او را به راهی دیگر کشاند. میرزا کوچک‌خان دارای دو خواهر به نام‌های کربلایی خانم و سارا خانم و دو برادر به نام‌های میرزا محمدعلی خان و میرزا رحیم خان بود، که هر دو بعد از میرزا وفات یافتند. بنا به گفتهٔ اطرافیان، میرزا مردی قوی بنیه، زاغ چشم و دارای سیمایی متبسم بود و از نظر اجتماعی مردی باادب، فروتن، خوش‌برخورد، مؤمن به اصول اخلاقی، صریح اللهجه، طرفدار عدل و آزادی و حامی مظلومان بود. میرزا کوچک‌خان اهل ورزش بود و از مصرف مشروبات الکلی و دخانیات خودداری می‌کرد. میرزا در سنین آخر عمر همسری برگزید. میرزا در واقعهٔ به انقلابیون جبههٔ شمال پیوست و در فتح شرکت داشت. روس‌ها مدتی او را از رشت تبعید کردند. در سال ۱۲۹۳ ه‍.ش میرزا که تازه از تبعید آزاد شده و به رشت آمده بود به شدت تحت تأثیر ظلم و ستم نیروهای روس بر مردم قرار گرفت و تصمیم گرفت که به کمک دوستان خود دوباره دست به قیام بزند. اما این بار علاوه بر مطالبهٔ آرمان‌های آزادی خواهانهٔ مشروطه که آن را بر باد رفته می‌دید به دنبال نجات ایران و علی‌الخصوص گیلان از اشغال آشکار نیروهای نظامی نیز بود. افکار میرزا توانست در دل قشرها و طبقات گوناگون مردم گیلان نفوذ کند. افرادی نظیر و که از چهره‌های تحصیل کرده و فرهیختهٔ گیلان بودند، یا و که از طبقات معمولی جامعه بودند در میان طیف طرفداران میرزا دیده می‌شوند؛ و بجز این‌ها میرزا توانست از حمایت چند تن از بازرگانان و کسبه معتبر از جمله نیز برخوردار شود. ان عمدتاً را به دو دوره مجزا تقسیم می‌کنند، که دورهٔ نخست در ابتدا به مدت دو سال و به مرکزیت فرماندهی در ، و سپس به مدت نزدیک به چهار سال به مرکزیت و به صورت یک حکومت جمهوری مستقل در کل ایالت گیلان بوده‌است. دوره دوم مصادف با نزدیکی طرفداران به میرزاکوچک می‌باشد. دورهٔ اول جنبش جنگل [۱۲۹۸-۱۲۹۳][ ] عده‌ای از اعضای گروه تبریز.سال ۱۹۰۹ میلادی.شاهان قاجارنام دورهٔ پادشاهی ۱۱۷۵–۱۱۶۱ ۱۲۱۳–۱۱۷۶ ۱۲۲۶–۱۲۱۳ ۱۲۷۵–۱۲۲۶ ۱۲۸۵–۱۲۷۵ ۱۲۸۸–۱۲۸۵ ۱۳۰۴–۱۲۸۸ نخست‌وزیران قاجار چهره‌ها احزاب و گروه‌ها رویدادهای مهم کتاب‌ها میرزا پس از جمع کردن دوستان و همفکرانش به رفت و قیامش را آغاز کرد. این زمان مقارن بود با آغاز . قوای روس بدون توجه به اعلام بیطرفی دولت ایران، در مناطق شمالی ایران نیروی نظامی پیاده کرده بودند که این نیروها باعث آزار و اذیت و گاهی دزدی و چپاول و تجاوز به حریم عامه مردم، علی‌الخصوص کشاورزان و دامداران و تجار و کسبه می‌شدند. از دست دولت مرکزی ایران هم کاری ساخته نبود. تظلم خواهی و رد اشغال ایران از طرف قوای بیگانه مهمترین انگیزه مردم گیلان برای حمایت از افکار در دوره اول بود؛ لذا در یک فاصله زمانی کوتاه، تعداد کثیری از مردم (خصوصاً جوانان)، داوطلب همکاری با میرزا شدند. جنگلی‌ها همانند پدرانشان در تجاوز و جنگل‌جنگ بودند و با استفاده از عملیات کمین یا شبیخون به منافع روسها یا عناصر وابسته به آن‌ها ضربه می‌زدند. قوای روس و البته نیروهای داخلی وابسته به آن‌ها بارها تلاش کردند جنگلی‌ها را سرکوب کنند اما کاری از پیش نبردند و عمدتاً شکست خوردند که از جمله این نیروهای وابسته که از جنگلی‌ها شکست خوردند می‌توان به و اشاره کرد. در این دوره جنگلی‌ها هیئتی به نام تشکیل دادند که اداره امور مناطق تحت کنترل، و تصمیم‌گیری‌های کلی توسط این هیئت انجام می‌شد. آن‌ها هدف خود را «اخراج نیروهای بیگانه، رفع بی‌عدالتی، مبارزه با خودکامگی و و برقراری دولتی مردمی» اعلام می‌کردند. نامی بود که طرفداران در کشورهای مختلف اسلامی برای خود انتخاب می‌کردند. شاید در نگاه اول، انتخاب این نام و در کنار آن حضور چند افسر و در بین جنگلی‌ها، خواننده را به این نتیجه برساند که جنبش جنگل بوده و فاقد جایگاه ملی است، اما نباید فراموش کرد که دولت ایران در رسماً اعلام بی‌طرفی نموده و این بی‌طرفی را نیز در عمل ثابت کرده بود و این نیروهای روس (در شمال) و انگلیس (در جنوب) بودند که بدون توجه به این بی‌طرفی، در ایران نیرو پیاده کردند و جدای از این برای تأمین آذوقه و مایحتاج خود به کشاورزان، دامداران، تجار و کسبه تعدی می‌کردند و ، حرکتی بود که از تظلم خواهی عامه مردم ریشه می‌گرفت و نه تحریک بیگانه ( ). دولت مرکزی ایران که خود از نقض بیطرفی ایران از سوی به شدت ناراضی بود، قلباً حرکتهای مردمی را علیه اشغالگران می‌ستود. بنابر این در این دوره دولت ایران سعی می‌کرد با جنگلی‌ها کژدار و مریز رفتار کند. در طرف مقابل هم جنگلی‌ها سعی می‌کردند وفاداری و احترام خود را به دولت مرکزی ایران نشان دهند، لذا با نماینده دولت مرکزی ( ) و حتی خود رئیس‌الوزرا ( ) مکاتبه و مراوده داشتند. بعد از انقلاب روسیه نیروهای روس از ایران خارج شدند و در این خروج قوای جنگل راه را برای آن‌ها هموار کردند. اما آخرین دسته روس‌ها، یعنی قوای ژنرال که داری افکار تزاری بود، وضعیتی متفاوت داشت. او با انگلیسی‌ها به فرماندهی ژنرال متحد شده بود که به برود و در آنجا با بلشویک‌ها بجنگد. انگلیسی‌ها از میرزا خواستند که ضمن اجازه عبور قوای و قوای انگلیس از گیلان، تعدادی از پاسگاه‌ها را نیز در اختیار آن‌ها قرار دهند تا به وسیله آن تدارکات پشت جبهه قفقاز میسر شود. میرزا قبول نمی‌کند و به ناچار در کنار پل جنگ سختی درمی‌گیرد. قوای روس به وسیله توپخانه دوربرد بر قوای جنگل که آرایش نظامی نامناسبی داشتند پیروز می‌شود و راهی انزلی می‌گردد؛ و رشت نیز به دست قوای انگلیس می‌افتد. البته بعد از آن جنگلی‌ها به هر ترتیب که شده، رشت را آزاد می‌کنند، ولی این آزادی دیری نمی‌پاید و انگلیسی‌ها دوباره رشت را تصرف می‌کنند. سرانجام با وساطت کنسول فرانسه بین جنگلی‌ها و انگلیسی‌ها آتش‌بس برقرار می‌شود. همین ایام در تهران به قدرت می‌رسد. او ابتدا به میرزا پیشنهاد می‌کند که ضمن تأمین جانی به عتبات برود و قوایش را در اختیار دولت قرار دهد. بعد از مخالفت میرزا با این پیشنهاد، را با بیست هزار قزاق به عنوان گیلان فرستاد تا جنگلی‌ها را سرکوب کند. در این روزها بود که ، یکی از سران مؤثر جنگل خود را تسلیم کرد. میرزا که نمی‌خواست با هموطنانش بجنگد تصمیم گرفت با افرادش به سمت شرق گیلان عقب‌نشینی کند. جنگلی‌ها به دسته‌های کوچک تقسیم شدند و با پای پیاده به سمت شرق گیلان ( ) حرکت کردند. در این راهپیمایی طولانی، عده‌ای از جنگلی‌ها از پای درآمدند و عده‌ای هم اسیر شدند. به مرور زمان برخی جدا و بخشی هم تسلیم شدند. از جمله آن‌ها بود که نیروهای قزاق توسط امان‌نامه‌ای، مهر و امضا شده در پشت یک جلد قرآن او را فریب داده و به قول خویش وفا نکردند و سرانجام در رشت اعدام شد. میرزا دوباره به ، یعنی همان پایگاه اولیه اش برمی‌گردد و این پایان دوره اول قیام جنگل است. دوره دوم جنبش جنگل [۱۳۰۰-۱۲۹۸][ ] قوای دولتی نتوانستند میرزا را دستگیر کنند، لذا جنبش جنگل همچنان به بقای خود ادامه داد. رفته رفته جنگلی‌ها همدیگر را پیدا کردند و دوباره قدرت گرفتند. از طرفی دولت بعد از مخالفت سراسری با قرارداد ۱۹۱۹ احساس بی‌ثباتی می‌کرد، لذا نماینده‌ای نزد میرزا فرستاد که تا بازشدن دوره جدید مجلس بین قوای دولتی و قوای جنگل آتش‌بس برقرار شود. شوربختانه در این دوره، میرزا با از دست دادن برخی دوستانش همچون ، و ، که اثرات مهمی در قیام او داشتند، به بعضی دیگر از دوستانش که تمایلات چپ‌گرایانه دارند از جمله و میدان می‌دهد و آن‌ها نیز میرزا را ترغیب به نزدیکی با می‌کنند. همین اقدامات است که به برخی منتقدان میرزا اجازه می‌دهد او را متهم به جدایی طلبی کنند. در تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۱۲۹۹ خورشیدی نیروهای به بهانه تعقیب روس‌های سفید وارد شدند. جنگلی‌ها از این فرصت استفاده کرده و رشت را تصرف می‌کنند. سپس میرزا به انزلی می‌رود و پس از ملاقات با نماینده شوروی در انزلی، با آن‌ها بر سر ایجاد یک حکومت خودمختار سوسیالیستی (با تمایلات چپ گرایانه و البته حفظ شعائر دینی مردم) در محدوده گیلان به توافق می‌رسد و این مقدمه‌ای بر تشکیل کمیته انقلاب و برقراری حکومت جمهوری می‌شود. قوای شوروی جنگلی‌ها را تشویق می‌کردند که تهران را فتح کرده و حکومت جمهوری را در کل ایران توسعه دهند. هرچند تاریخ نشان داد که روحیات میرزا هرگز با افکار کمونیستی همساز نبود و هرگز هم نتوانست با آن‌ها کنار بیاید. در همین راستا در روز یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۲۹۹ قوای جنگل با انتشار بیانیه‌ای تشکیل کمیته انقلاب ایران و تأسیس حکومت را اعلام نمود و دولت جمهوری را معرفی کرد، که میرزا عنوان رهبر یا رئیس‌جمهور را داشت. اما هنوز دولت تازه انقلابی سامان نگرفته بود که تفاوت دیدگاه آزادی‌خواهانهٔ ایرانیِ جنگلی‌های اصیل، با های تازه‌وارد نمایان شد. با حمایت روس، انقلابی‌های سرخ طرفدار شوروی دست به یک سری اعمال خودسرانه و افراطی زدند که اعتراض مردم را برانگیخت. کمونیست‌ها به دلیل تضاد اعتقادی چون مالکیت خصوصی را برنمی‌تافتند متعرض مالکین و زمین داران می‌شدند. میرزا با مشاهده این قبیل رفتارها نهایتاً طاقت نیاورد و روز جمعه ۱۸ تیر ۱۲۹۹ به عنوان اعتراض از به رفت. میرزا قبل از حرکت پیغامی توسط نماینده خود برای به فرستاد که در آن ذکر شده بود: «در موقع، خود به نمایندگان روسیه اظهار کردم که ملّت ایران حاضر نیست برنامه بلشویک‌ها را قبول کند». خلاء میرزا نه تنها کمونیست‌ها را متنبه نکرد بلکه آنان از این فرصت برای قبضه کامل قدرت استفاده کردند. در تاریخ شنبه ۹ مرداد ۱۲۹۹ طرفداران با رهبری و حمایت فرمانده قوای مسلح شوروی و مدیر بخش سیاسی و امنیت نظامی آن در رشت بر ضدّ میرزا کودتا کردند. آن‌ها همه طرفداران میرزا را دستگیر و بازداشت نمودند؛ و دولت جدیدی معرفی کردند که در آن با عنوان سرکمیسر و کمیسر خارجه و به عنوان کمیسر داخله حضور داشتند. عدم استقبال مردم از حکومت جدید و همچنین اختلاف بین خود کمونیستها بر سر دوستی یا دشمنی با میرزا، دولت کودتا را به بن‌بست کشاند. بنابر این کمونیست‌ها پس از مدتی با میرزا از در دوستی درآمدند و دوباره دولت جدیدی به رهبری میرزا کوچک خان تشکیل شد، اما این دولت جدید نیز دوامی نیاورد و با قتل دوباره از هم پاشید. اختلافات درونی چه در دوره اول و چه دوره دوم قیام جنگل از عوامل مهم تضعیف این نهضت محسوب می‌شود. بعد از کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ و قدرت گرفتن رضاخان تحت عنوان ، دولت مرکزی تصمیم گرفت حاکمیت خود را بر تمام خاک ایران مسجل کند؛ لذا باید دولت‌های محلی از میان برداشته می‌شدند که از جمله آن‌ها دولت جنگل بود. در تهران تحلیل‌ها بر این امر استوار بود که دولت جنگل دست نشانده و عامل دولت شوروی است که از طریق آن قصد دارد تسلط نظامی و ایدئولوژیک خود را بر کل ایران حاکم کند. به فرمان قوای دولتی به سرکردگی برای سرکوب قوای سرخ وارد رشت گردید و چندین برخورد جنگی بین دو قوا به وجود آمد که گاه نیروهای دولتی پیشروی و گاه عقب‌نشینی می‌کردند. در نهایت با مذاکرات پشت پرده قوای سرخ خاک رشت و را ترک کردند. نیروهای تسلیم قوای شدند و بخش چپ‌گرای جنگل یعنی و رفقایش به خاک شوروی گریختند. در این جنگ‌ها میرزا با قوای خود در حضور داشت که بی‌طرف مانده و در فکر تجدید قوا بود. رضاخان می‌خواست را از میان بردارد، لذا جذب اشخاصی همچون میرزا که بین مردم محبوبیت ویژه‌ای داشتند، می‌توانست در راه رسیدن به هدفش، کمک بزرگی باشد. اما سعی قزاق‌ها، به فرماندهی سردار سپه برای مذاکره با میرزا و دعوت او به مرکز نتیجه نداده و بنا به دلایل فراوانی مذاکرات به شکست انجامید. یکی از این دلایل وفا نکردن قزاق‌های پیش از رضاخان به عهدشان بود که تعدادی از جنگلی‌ها همچون و یارانش را فریب داده و پس از تسلیم شدن آن‌ها به قشون قزاق، آن‌ها را کشته بودند. درگذشت میرزا کوچک[ ] در پایان قوای قزاق از فرصت استفاده کرده و طی های متعدد نیروهای جنگل را وادار به عقب‌نشینی کردند و بعضی از سران تسلیم یا کشته شدند. میرزا همراه با تنها یار وفادارش، آلمانی معروف به هوشنگ، جهت رفتن به نزد (حاکم خلخال)، که همیشه از میرزا حمایت می‌کرد، به طرف کوه‌های تالش حرکت کردند، ولی گرفتار بوران و طوفان گردیدند و سرانجام زیر فشار سرما و برف در ۱۱ آذر ۱۳۰۰، درحالی که میرزا، هوشنگ را به کول گرفته بود، از پای درآمد. خبر درگذشت میرزا به گوش برادر امیر مقتدر که از بدخواهان میرزا بود، رسید. نامبرده به همراه شماری تفنگچی به خانقاه گیلوان خلخال رفت و اهالی را از دفن اجساد منع کرد. سپس دستور داد یکی از همراه وی به نام رضا اسکستانی از اهالی روستای اسکستان خلخال، سر یخ زده میرزا را از بدنش جدا کند. محمدخان سپس سر را نزد برادرش امیر مقتدر در و از آن‌جا به رشت برده و تسلیم فرماندهان نظامی کرد. جسد بدون سر میرزا کوچک خان در میان زاری و شیون زنان روستایی در گورستان دهکده به خاک سپرده شد. سر میرزا کوچک‌خان را در مجاورت سربازخانه رشت، در جایی که معروف به انبار نفت نوبل است، تا مدت‌ها در معرض تماشای مردم قرار داده و سپس که از یاران سابق میرزا و از هواداران سردار سپه بود، سر میرزا را به تهران، نزد سردار سپه فرستاد. سر میرزا را به دستور سردار سپه در دفن کردند. بعد یکی از یاران قدیمی میرزا به نام سر میرزا را محرمانه از گورکن تحویل و به رشت برده و در محلّی موسوم به به خاک سپرد. در شهریور ۱۳۲۰ و هنگام استعفای (حدوداً پس از گذشت بیست سال از مرگ میرزا) آزادیخواهان گیلان قصد داشتند جسد بدون سر میرزا را با تشریفات شایسته از خلخال به رشت حمل کنند، ولی مأموران جلوگیری کردند. در نتیجه به جهت پیشگیری از برخورد، جسد میرزا را بطور عادی به رشت حمل و در جوار سر دفن کردند. از آن تاریخ هر سال در روز ۱۱ آذر مراسمی ساده در محل دفن او در رشت برگزار می‌شود. میزان قساوت یادشده همچنین از تلگراف امیر پنجه محمد قلی، رئیس قوای گیلان به رضا خان روشن‌تر می‌شود: حسب‌الامر تلگراف مبارک نمره ۹۶۵ فوری برای تعقیب و دستگیری میرزا کوچک عده فرستاده، چهار روز متوالی مشغول تعاقب بودند بالاخره از شدت تعقیب قزاقان میرزا کوچک از هر طرف عرصه را برای خود تنگ دیده خود را به کوه‌های ماسال کشیده بود. عده قزاق هم در تعاقب مشارٌ‌الیه حرکت کرده، در بین راه هم یک تصادفی واقع شد، میرزا نعمت‌الله داماد حسن خان کیش دره [ای] مقتول مابقی باز فرار می‌کنند. از طرف دیگر طالش‌ها هم برای جلوگیری از فرار میرزا کوچک عده [ای] فرستاده بودند، بالاخره میرزا کوچک و گائوک به طرف گردنه گیلوان خلخال متواری شده در آنجا از شدت سرما تلف شده‌اند. قبل از اینکه قزاق‌های تعاقب‌کننده برسند مابین طالش‌ها و طارمی‌ها سر نعش گفتگو شده طالش‌ها سر نعش را بریده بودند که قزاقان سر رسیده و سر را گرفته حمل به شهر می‌نمایند. اینک سر بریده در دفتر حاضر است، هر طور دستور می فرمائید اطاعت شود. نعش گائوک هم در همان گردنه افتاده‌است. ارزیابی و میراث[ ] با تمام این اوصاف همیشه اظهار نظر در مورد میرزا کوچک‌خان جنگلی و قیام او کار آسانی نبوده‌است. رجال متجدد وابسته به پهلوی، او را عنصر حکومت شوروی و آخوندی متحجر معرفی کرده‌اند که از جمله آن‌ها می‌توان به اشاره کرد. نیروهای بیگانه اعم از روس‌های سفید، روس‌های سرخ و انگلیسی‌ها هم به تناسب فراز و فرود روابطشان با او، تصویر متفاوتی از او ارائه کرده‌اند که نمی‌توان به قضاوت آن‌ها اطمینان کرد. در این میان تنها قضاوت ژنرال انگلیسی جالب است که علی‌رغم جنگ با میرزا، او را مردی بزرگ و وطن‌پرست معرفی کرده‌است. اما اندیشمندان و رجال مستقل اعم از ملی یا مذهبی عمدتاً او را ستوده‌اند و همیشه از میرزا به عنوان مبارزی ملی، شجاع و باغیرت یاد کرده‌اند. با این حال اکثر متفکران میرزا را مبری از اشتباه نمی‌دانند. مثلاً سیاست میرزا در مواجهه با نیروهای قزاق در دوره ، (با این توجیه که روبروی هموطن نمی‌جنگیم) یعنی عقب‌نشینی بدون هدف و برنامه، کاری غلط و یک اشتباه استراتژیک قلمداد شده که تنها به از هم پاشیدن قوای جنگل و کشته و معدوم شدن بسیاری از جنگلی‌های اصیل منجر شد. منتقدان بر این باورند که میرزا می‌بایست یا با دولت مرکزی مصالحه می‌کرد یا اینکه با تمام قوا با قزاق‌ها می‌جنگید. از دیگر انتقادهایی که دربارهٔ میرزا مطرح شده این است که در دوره دوم قیام جنگل سیاست اعلام جمهوری و نزدیکی افراطی میرزا با قوای شوروی کار اشتباهی بوده و این عمل او در دوران‌های بعدی دستاویز حرکت‌های تجزیه طلبانه شده‌است. هرچند جمهوری که میرزا بنا نهاد با تمام ایرادات و مشکلاتی که داشت یک خودمختاری قومیتی نبود. این مطلب را می‌توان به راحتی از ترکیب رهبران جمهوری فهمید. مثلاً کُرد بود و اهل مازندران، یا اهل آذربایجان بود. بعد از در بین اعضای در مورد ضرورت ادامه فعالیت ، اختلاف جدی پدید آمد. اکثریت اعضای نظرشان بر اجتناب از رویارویی با دولت مرکزی بود، ولی خود میرزا خواستار ادامه فعالیت بود. در نتیجه میرزا را منحل کرد. آنچه مسلم است میرزا و باقی‌مانده یارانش دیگر نمی‌توانستند به تنهایی جنبش را حفظ کنند (زیرا عده کثیری از جنگلی‌ها بر اثر شکست‌های نظامی کشته یا دستگیرشده بودند و عده‌ای دیگر مسیر سیاسی خود را از میرزا جدا کرده بودند). لذا میرزا برای ادامه حیات جنبش مجبور بود دست به دامن رژیم شوروی شود. بدیهی است که کمونیست‌ها هم شرایط خودشان را داشتند که این شرایط برای میرزا گران تمام شد و به وجهه ملی او ضربه زد. حتی کمونیست‌ها به شراکت با میرزا هم قانع نشدند. آن‌ها می‌خواستند از میرزا به عنوان یک دوره گذار به حکومت دلخواه خود استفاده کنند که در واقع همان نقش محلل را داشت. البته میرزا خیلی زود این مطلب را فهمید و به موقع واکنش نشان داد. اما اصرار او به ادامه حیات جنبش مانع از این شد که از باتلاق کمونیست‌ها به صورت کامل خلاص شود. جنبش‌های عهد مشروطه را می‌توان در یک نگاه کلی تر نیز بررسی کرد. بعد از فتح تهران، قیام‌های مسلحانه متعددی در کشور شکل گرفت که از جمله آن‌ها می‌توان به قیام ، و قیام جنگل اشاره کرد. هنوز بعد از گذشت حدود یک قرن بین تاریخ شناسان اختلاف است که آیا با توجه به سابقه مشروطه خواهی رهبران آن، این جنبش‌ها را موافق تفکر مشروطه خواهی بدانیم یا اینکه چون عملاً در برابر دولت قانونی مشروطه تمرد کرده‌اند، آن‌ها را ضد مشروطه بدانیم. احتمالاً جواب این است که برای دفاع از آرمان مشروطه خواهی، صرف داشتن شور و غیرت ملی کافی نیست و داشتن کمی تدبیر و واقع نگری نیز لازم است. قیام جنگل از پتانسیل بزرگی برای حمایت از مشروطه خواهی برخوردار بود. اما این پتانسیل درست هدایت نشد. به نظر می‌رسد اگر سران جنگل با رجال وطن‌پرست پایتخت هماهنگ می‌بودند و از طرفی نیروهای خود را در اثر استراتژی‌های غلط نظامی و البته اختلافات داخلی تحلیل نمی‌بردند می‌توانستند پشتوانه قابل اطمینانی برای مشروطه باشند. جدای از این، بحث جالبی که در مورد میرزا و قیامش همیشه مطرح بوده قدرت سازماندهی و تشکیلاتی میرزا کوچک‌خان بوده‌است. ساختاری که در آن روزنامه و بیمارستان و انواع تشکیلات حکومتی دارد، اما در عین حال این قابلیت را هم دارد که در مواقع خطر به صورت گروه‌های پارتیزانی عمل کند. هنر جذب افراد از طبقات مختلف جامعه و به‌کارگیری آن‌ها هم از نکات جالبی است که در مورد نهضت جنگل مطرح است. شاید این ادعا غلط نباشد که هنر سازماندهی و تشکیلاتی میرزا نه تنها با توجه به طبقه اجتماعی و میزان سواد و اطلاعاتش تعجب آور است بلکه نسبت به رجال باسواد و فرنگ رفته آن زمان نیز قابل تحسین است. تحلیل قیام جنگل از دید خود می‌تواند بحثی باشد که در نگاه ما به آینده مفید و مؤثر بیفتد. تبار[ ] در اینکه میرزا کوچک خان در رشت زاده شده جمیع محققان متفق‌القول هستند اما پیرامون تبار آبا و اجداد وی نظریات مختلفی وجود دارد. از یک سو پژوهش‌گر تاریخ منطقه و احمد مجاهد مصحح کتاب مجموعه آثار فارسی احمد غزالی، اجداد میرزا کوچک خان را درنظر گرفته و برای اثبات آن مطالبی بیان کرده‌اند. از سوی دیگر رضا مظفری در کتاب مشاهیر گیلان میرزا و پدرش را از اهالی رشت می‌داند. نگارخانه[ ] میرزا کوچک خان جنگلی میرزا و دکتر حشمت عکس دسته جمعی سران جنگل در دوره اول مکاتبات رسمی دولت جمهوری شوروی ایران ۱ مکاتبات رسمی دولت جمهوری شوروی ایران ۲ روزنامه دیواری در یک روستا در گیلان هنگام ریاست میرزا کوچک خان در سر میرزا کوچک جنگلی آرامگاه جدید میرزا کوچک خان جنگلی در محله سلیمان داراب رشت منابع[ ] سردار جنگل، نوشتهٔ ابراهیم فخرایی سردار جنگل، نوشتهٔ ابراهیم فخرایی سردار جنگل، نوشتهٔ ابراهیم فخرایی سردار جنگل، نوشتهٔ ابراهیم فخرایی سردار جنگل، نوشتهٔ ابراهیم فخرایی سردار جنگل، نوشتهٔ ابراهیم فخرایی ، 272. تاریخ هجده ساله آذربایجان، احمد کسروی خاطرات صدرالاشراف، محسن صدر غرب و شوروی در ایران، ژرژ لنچافسکی شوروی و جنبش جنگل، گریگور یقیکیان تاریخ نوین ایران، م.س. ایوانف خاطرات و سفرنامه ژنرال آیرونساید، ژنرال آیرونساید امپریالیزم انگلیس در ایران و قفقاز، ژنرال دنسترویل، (یادداشتهای ژنرال دنسترویل در سال۱۹۱۸–۱۹۱۷) دکتر حشمت که بوده، جنگل گیلان چه بوده، میرزا محمد تمیمی طالقانی شرح حال رجال ایران، مهدی بامداد یادداشتهای احمد کسمایی از نهضت جنگل، پوراندخت کسمایی سردار جنگل، نوشتهٔ ابراهیم فخرایی قیام جنگل، اسماعیل جنگلی یادداشتهای احمد کسمایی از نهضت جنگل، پوراندخت کسمایی شرح حال رجال ایران، مهدی بامداد دکتر حشمت که بوده، جنگل گیلان چه بوده، میرزا محمد تمیمی طالقانی نهضت جنگل -اسناد ملی ایران، سازمان ملی اسناد ملی نهضت جنگل به روایت اسناد وزارت خارجه، رقیه سادات عظیمی حیدرخان عمو اوغلی، اسماعیل رائین سردار جنگل، نوشتهٔ ابراهیم فخرایی قیام جنگل، اسماعیل جنگلی یادداشتهای احمد کسمایی از نهضت جنگل، پوراندخت کسمایی شرح حال رجال ایران، مهدی بامداد دکتر حشمت که بوده، جنگل گیلان چه بوده، میرزا محمد تمیمی طالقانی نهضت جنگل -اسناد ملی ایران، سازمان ملی اسناد ملی نهضت جنگل به روایت اسناد وزارت خارجه، رقیه سادات عظیمی سردار جنگل، نوشتهٔ ابراهیم فخرایی قیام جنگل، اسماعیل جنگلی یادداشتهای احمد کسمایی از نهضت جنگل، پوراندخت کسمایی شرح حال رجال ایران، مهدی بامداد دکتر حشمت که بوده، جنگل گیلان چه بوده، میرزا محمد تمیمی طالقانی نهضت جنگل -اسناد ملی ایران، سازمان ملی اسناد ملی نهضت جنگل به روایت اسناد وزارت خارجه، رقیه سادات عظیمی سردار جنگل، نوشتهٔ ابراهیم فخرایی قیام جنگل، اسماعیل جنگلی یادداشتهای احمد کسمایی از نهضت جنگل، پوراندخت کسمایی شرح حال رجال ایران، مهدی بامداد دکتر حشمت که بوده، جنگل گیلان چه بوده، میرزا محمد تمیمی طالقانی نهضت جنگل -اسناد ملی ایران، سازمان ملی اسناد ملی نهضت جنگل به روایت اسناد وزارت خارجه، رقیه سادات عظیمی قیام جنگل، اسماعیل جنگلی نهضت جنگل -اسناد ملی ایران، سازمان ملی اسناد ملی نهضت جنگل به روایت اسناد وزارت خارجه، رقیه سادات عظیمی سردار جنگل، نوشتهٔ ابراهیم فخرایی قیام جنگل، اسماعیل جنگلی یادداشتهای احمد کسمایی از نهضت جنگل، پوراندخت کسمایی شرح حال رجال ایران، مهدی بامداد دکتر حشمت که بوده، جنگل گیلان چه بوده، میرزا محمد تمیمی طالقانی نهضت جنگل -اسناد ملی ایران، سازمان ملی اسناد ملی نهضت جنگل به روایت اسناد وزارت خارجه، رقیه سادات عظیمی سردار جنگل، نوشتهٔ ، امپریالیزم انگلیس در ایران و قفقاز، ، (یادداشتهای ژنرال دنسترویل در سال۱۹۱۸–۱۹۱۷) خاطرات و سفرنامه ژنرال آیرونساید، ، یادداشتهای احمد کسمایی از نهضت جنگل، شرح حال رجال ایران، خاطرات صدرالاشراف، غرب و شوروی در ایران، شوروی و جنبش جنگل، تاریخ نوین ایران، که بوده، جنگل گیلان چه بوده، قیام جنگل، نهضت جنگل -اسناد ملی ایران، نهضت جنگل به روایت اسناد وزارت خارجه، شعر از کتاب شرح درد اشتیاق سروده استاد جعفر کسمایی در سالروز درگذشت میرزا کوچک‌خان جنگلی در ۱۱ آذر ۱۳۰۰ پیوند به بیرون[ ] در پرونده‌هایی دربارهٔ موجود است. مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به در ویکی‌گفتاورد موجود است. ، روزنامهٔ شرق، شمارهٔ ۶۴۰، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۴. (بازبینی ۱۲ آذرماه ۱۳۸۴). خسروی زاده، فرهاد. ، رویدادهای مهم افراد تاثیرگذار فعالیت‌ها تشکیل تشکیل روزنامه‌های نهضت جنگل مرتبط درباریان مقالات مرتبط برگرفته از « » : رده‌های پنهان: منوی ناوبری ابزارهای شخصی به سامانه وارد نشده‌اید فضاهای نام گویش‌ها بازدیدها بیشتر جستجو بازدید محتوا همکاری نسخه‌برداری در دیگر پروژه‌ها ابزارها به زبان‌های دیگر این صفحه آخرین‌بار در ‏۱۲ مارس ۲۰۱۸ ساعت ‏۱۶:۰۸ ویرایش شده‌است. همهٔ نوشته‌ها تحت در دسترس است؛ برای جزئیات بیشتر را بخوانید. ویکی‌پدیا® علامتی تجاری متعلق به سازمان غیرانتفاعی است.
این مطلب در وبسایت fa.wikipedia.org منتشر شده است و ‌«لینکـچه» در قبال آن مسئولیتی ندارد.
با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 17/10/1382 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «لینکچه» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.
لینکچه